خرید بک لینک

درباره سایت

نگران

امکانات وب

+برای ایستگاه ها چه فرقی میکند

برای قطارها

برای ریل ها

حتی برای دست هایی که تکان می دهتد برای خداحافظی

ومن قطاری ندارم

منتظرم بادبیاید بلیط مراگم کند

# مصاحبه قشنگی بود .

یکی گفت یاد ارامش .یاد حمایت یاد اغوش همیشه باز .بهترین دوست .تکیه گاه و..و

حالاکه فکرمیکنم باگفتن پدر ومادر یاد یه چمدون .نبودن .تنهایی .ترس .فرودگاه ودختری که ازترسش موقع خواب چراغای خونه روروشن میزاره میوفتم

یانگاه پرحسرتی که همیشه مات بوسه ای میشه که پدری روپیشونی بچش میزاره .

#تمام مسیربرگشت ونگام فقط به روب روم بود .

دلم پربود که ول کرد ورفت ومن موندم باخواستگاری که بااین وضع اگه قراره باشه به جای پدرومادر مادربزرگم پیشمه ازبودنش ناراحت نیستم خداشاهده که دنیای منه بعداقاجون .ولی حالاکه پدرومادر دارم ...

دیشب تاساعت 11توماشین کنارمردی بودم که هرزگاهی نگاه پرترحمش سنگینی میکرد ومن نمیدونم چجوری قراره بااین همه خجالت وشرمندگی شریک زندگیش بشم .

بیشترازقبل وابستش شدم وتصمیم گرفتم دیگه باهاش تماس نگیرم .بهتره یه مدت باهاش برخوردی نداشته باشم .ولی ازهمین نیم ساعت پیش که قطع کردم گوشیو دارم ازدلتنگی میمیرم

برچسب: نویسنده: آراد رستمیان تاريخ: پنجشنبه 9 آذر 1396 ساعت: 17:16

صفحه بندی